لسان الملك سپهر

130

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

و چون يوطاباس كه قيصرى مشرق داشت اين خبر بدانست مسرور گشت و نجاشى را تحسين فرستاد كه فرمانگزار يمن به فرمان تو كنيسه‌اى نيكو برآورده و دين عيسى عليه السّلام را رونقى تازه بخشيده . مع القصه چون بعضى از قبايل عرب كه در زمين تهامه و مكّه روزگار به صعوبت مىبردند از حضرت ابرهه پناه جستند و در يمن وطن داشتند ، محمّد بن خزاعى الذّكوانى و برادرش قيس از آن جماعت بودند . در اين وقت كه ابرهه ، قلّيس را به پايان برد ، محمّد و قيس را طلب داشت و به ميان عرب فرستاد تا مردم را به حج كردن قلّيس دعوت كنند و نام كعبه را محو سازند . ايشان چون به اراضى مكّه و قبيلهء بنى كنانه آمدند و آغاز اين دعوت كردند عروة بن عياض « 1 » كه يكى از جماعت هذيل بود محمد را بگرفت و بكشت و برادرش قيس بگريخت و اين خبر به ابرهه رسانيد . پادشاه يمن در خشم شد و سوگند ياد كرد كه اين كينه از عرب بازجويد و خانهء مكّه را به كيفر اين كار محو سازد . و از اين سوى نيز چون مردم عرب انديشهء او را بازدانستند هم بر غضب بيفزودند و يكى از مردم نسأه بدان سر شد كه به صنعا شتافته در آن خانه فضيحتى كند و مردم را باز نمايد كه اين كنيسه زيارتگاه مردم نتواند بود . [ در آداب و رسوم مردم نسأه ] در اينجا چنان صواب نمود كه مردم نسأه را شناخته آريم ؛ و ايشان آن كسان بودند از عرب كه شهرى از شهور حرام را حلال مىكردند و به جاى آن شهر حلالى را حرام مىنمودند ، چنان كه خداى از آن خبر داده : إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ « 2 » و عرب را چهار ماه حرام بود : اول : رجب ، دوم : ذى القعده ، سيم : ذى الحجّه ، چهارم : محرم . و در اين شهور

--> ( 1 ) . طبرى : عروة بن حياض غلاصى ( 2 / 680 ) . ( 2 ) . توبه ، آيه 37 : تأخير و جابه‌جائى ماه‌هاى حرام در حكم افزون بر كفر است كه كافران به آن گمراه مىشوند . كسانى كه يك سال را حلال و سال ديگر را حرام مىشمارند تا مطابق تعداد ماههايى شود كه خدا حرام كرده است .